العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

89

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

قاموس گفته : جلد با حركت گوسفندست كه نوزادش بميرد ، و جلدة بمعنى شتران سالمند است كه خرد سال در آنها نباشد و گوسفند و شترى كه نه بچه دارند و نه شير و جلاد چون كتاب شتران پر شيرند چون محاليب ، يا شترى كه شتر و بچه ندارد ، جلد : آلت مرديست « و گويند به جلود خود چرا بر عليه ما گواه شديد 21 - فصلت يعنى به فروج خود گويند . 2 - در فقيه : امير المؤمنين فرمود : از خدا بترسيد در باره آنچه بشما داده و در بيزبان از دارائى خود به او گفتند دارائى بيزبان چيست ؟ فرمود : گوسفند ، گاو و كبوتر ( 3 : 230 ) 3 - در تفسير على بن ابراهيم ( 357 ) ابو الجارود در قول خدا وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها لَكُمْ فِيها دِفْءٌ وَ مَنافِعُ ، 5 - النحل گفت دفء حواشى شتر است ، و گويند بلكه گرم شدن از خانه‌ها و جامه‌ها است . و على بن ابراهيم در دفء گفته : گرمشدن از اثاثى است كه از پشم و كرك آنها گرفته شود ، و در فرمودهء او « وَ لَكُمْ فِيها جَمالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَ حِينَ تَسْرَحُونَ » يعنى چون از چراگاه برگردند و چون برآيند براى چراگاه ، و « بار شما را ببرند تا شهرى كه بدان نرسيد مگر برنج دادن خود » گفت تا مكه و مدينه و تا هر شهرى سپس فرمود : اسب و استران و خران براى آنكه سوارشان شويد ، و خدا عزّ و جلّ نفرمود : براى آنكه سوار شويد و بخوريدشان چنانچه در انعام فرمود « و آفريند آنچه ندانيد » گفت عجائبى كه خدا در خشكى و دريا آفريده . بيان : حواشى شتر يعنى بچه‌هاى خردشان و اين جز تفسيرهاى مشهور است ولى موافق لغت است فيروزآبادى در « حشو » گفته : حشو خردسالان شتر است چون حاشيه ، و گفته دفء بكسر در برابر سرماى سخت است ، و ابل مدفئه يعنى شتر پر كرك و پيه و دفء بكسر بچه شتر و كرك آن و سود بردن از آنست ( و از راغب هم مانند تفسير قاموس را براى دفء آورده ) و آيه را گواه آورده .